
دقیقا از ساعت18 جمعه خوابیدم تا 1 ساعت پیش.فقط برای شام و نهار بیدار شدم و خوردم دوباره خوابیدم. یکیم صبح به زور بردنم دکتر... به معنای واقعی داشتم میمردم. تازه بلند شدم و میتونم راه برم.قدرت راه رفتن نداشتم . سرم گیج میرفت+همه ی اون علایمی که تو پست قبلی نوشتم. : ( الان خوبم.داروها حالمو 50درصد بهتر کرد.2تا امپول نوشته که زدم خداکنه تا فردا خوب شم و بتونم شروع کنم بخونم. خدا دکتر تبریزی رو خیرش بده.دارو ها قوی نوشت تا زودتر خوب شم و بخونم. دلم سوپ خوشمزه میخواد. کاش عشقم کنارم بود. اگه بود نیاز...
ادامه مطلب