
شب تاریک و تنگستان و مو مستقدح از دست مو افتاد و نشکستنگهدارنده ش نیکو نگه داشتگرنه صد قدح نافتاده بشکستیه زمانی برای رسیدن به ارزوهات باید با پاهاتم دعا کنی.میخوام امسال اعلاوه بر دستام.چشمام.دلم.ذهنم با پاهامم دعا کنم و تلاش کنم.امیدوارم به هدفم برسم.تمام تلاشمومیکنم.یاعلی ...
ادامه مطلب
دیروز حالم خوب شده بود و خیلی درد نداشتم و زجر نمیکشیدم و اما بازم امروز حالم بدتر شد و بدن درد داشتم و حالت تهوع. مثل یه جنازه افتادم رو مبل. حامد ایس مکش رو اورده من بخورم الان اورده.(1سالشه-خیلی وابسه همیم) اون بیچاره هم از وقتی من مریضم نمیزارم بیاد پیشم xa0از پله ها هی صدام میکنه؛؛؛؛؛؛؛؛زهههههههههلللللللاااااااا؛؛؛؛؛زههههههههههههههههلا؛؛؛؛ : ( امروز که منو دیده بود کلی ذوق مییکردو بوس میکردو هی جلوم میدویید و اسممو صدا میکرد. این چه مرضیه افتاده تو جونم؟؟؟؟؟ دوباره دلم پره و دارم گریه میکنم...
ادامه مطلب
رفتم از انبار میوه بیارم که xa0برگشتنی تو پله شنیدم عموم xa0به مامانم میگه این xa0دختر به تمام دنیااااااااااااااااااا می ارزه. xa0: ) واااااااااااااااااااااااااای چه حس قشنگی بود شنیدن این حرف. این یه جمله حالمو عالی کرد. بستنی من در اوردی که تو راه باغ عمو تو ماشین xa0میل شد. بستنی شکلاتی+کیک اسفنجی+شکلات چیپسی+شکلات تخت+بادام+خلال پسته+مروارید خوراکی. ...
ادامه مطلب
پسر عموم دانشگاه تهران قبول شده. زنعموم معلمه. برای همکاراش بجای شیرینی سالاد الویه شیرینی قبولیش بم گفت درست کنم. از صبحه دارم اونو درست میکنم. اون برای 25 نفر سفارش داده بود اما برای مامانش و خودشونم درست کردم. این 2تا برای همکاراش .نوش جونشون : ) (معلمای دبیرستان خودمن) اینم برای عموینا xa0به افتخار دختر عموم براش جوجه درست کردم. اینم برای مامان و بابای xa0زنعموم که خیلی دوستشون دارم. و اونام منو خیلی دوست دارن. : ) دیxa0 واین یه بشقاب کوچولو هم برای حامد درست شد. از برای خودمون xa0عکس نگ...
ادامه مطلب