من هیچوقت بهش توهین نکردم...اما امشب نتونستم کنترل کنم و دختر بدی شدم که باهاش بد حرف زدم.
بقول غزاله لعنت به احساس دخترانگیمون.
همیشه رو تخم چشمام جاداشت...
حتی وقت هایی هم که باهام بد حرف میزد و با رفتارش و زبونش توهین میکرد بازم بد رفتار نکردم و بهش احترام گذاشتم.
درقبال همه رفتاراش احترام گذاشتم.
اما امشب واقعا دلم ازش گرفت...
دلم شکست ازش...
با اینکه دلم گرفته و ناراحتم وگریه کردم اما
از امشب دیگه ازادم.
ازاد ازاد...
یه ذهن ازاد که توش کسی نیست.
و نبایدم باشه...
ما را در سایت یک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11